خرید بک لینک

به نام خالق هستی نمیدونم امروز روز سختی هست یا نه شروع هست یا پایان ولی سختترین بخش آن توافق بود _-_-_-_-_-_-_'_-__'_'_'_'_ باثنا رفتیم کوه باباکوهی The father of mountain اونجا climbing کردیم _-_-_-_-_-_-_-__- یه برگر فروشی نوستالژی پل حر مخل به دنیا اومدن من بود اونروز به مامان گفتم بیا یه روز اینجا سفارش بدیم ببینیم چه مزه ای هست بعد کوه حاجی رفته بود خریده بود وخوردیم _-_-_-_-_-_-_-__-_-_-_--_'_ الحمدالله دلال مرد خوبی در اومد شرکت معتبر بود بازم ادم

برچسب: نویسنده: آریا صادقی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 15:53

به نام خدا خواب بود خداروشکر خواب بود خواب عجیبی بود خواب دیدم رفتم دندون پزشکی باتک تک جزئیات یادمه یکی از اتندهای دانشگاه شیراز بود اقاهه و بهم گفت بیا برات درستش کنم خوابیدم روی یونیت دندون پزشکی بعد که بلند شدم دیدم دندانی کشیده شده افتاده اون گوشه دندان سالم بود میگفت بتراشیش ازداخل خراب است بعد کلی غصه خورردم گریه کردم گفت حالا نگران نباش میخای باچسب بچسبونمش؟گفتم مسخره ام کردی؟ازت شکایت میکنم باید هزینه ایمپلنت بدی یه جای دیگر دندان نصفه شکسته رو

برچسب: نویسنده: آریا صادقی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 15:53

به نام خداسلامداشتم یه سریال کره ای به نام beyond the Bar میدیدم داخل سریال مردی بود که فکر میکرد عشق میان انها کمرنگ شده فکرمیکرد باید خیانت کنهبعد یه روز اومد بگه بیا طلاق بگیریم زنش بهش گفت زوال عقل گرفته توی 45سالگیبه خاطر زوال عقل زنش هرروز زنش برمیگشت عقب و عقب برمیگشت به روزهای اول آشناییشون و همون شورو شوق عشق و جوانیمرد حرف قشنگی زد:گفت عشق مثل رنگین کمون میمونه هررنگش مرتبط با دوره های مختلف عشق هستاصل دیالوگ اینه:"وقتی توی زمان باهم سفر میکردیم به یه چیز پی بردم عشق مثل یه رنگین کمون

برچسب: نویسنده: آریا صادقی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 15:53

صفحه بندی