به نام خالق هستی نمیدونم امروز روز سختی هست یا نه شروع هست یا پایان ولی سختترین بخش آن توافق بود _-_-_-_-_-_-_'_-__'_'_'_'_ باثنا رفتیم کوه باباکوهی The father of mountain اونجا climbing کردیم _-_-_-_-_-_-_-__- یه برگر فروشی نوستالژی پل حر مخل به دنیا اومدن من بود اونروز به مامان گفتم بیا یه روز اینجا سفارش بدیم ببینیم چه مزه ای هست بعد کوه حاجی رفته بود خریده بود وخوردیم _-_-_-_-_-_-_-__-_-_-_--_'_ الحمدالله دلال مرد خوبی در اومد شرکت معتبر بود بازم ادم
برچسب: نویسنده: آریا صادقی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 15:53
به نام خدا خواب بود خداروشکر خواب بود خواب عجیبی بود خواب دیدم رفتم دندون پزشکی باتک تک جزئیات یادمه یکی از اتندهای دانشگاه شیراز بود اقاهه و بهم گفت بیا برات درستش کنم خوابیدم روی یونیت دندون پزشکی بعد که بلند شدم دیدم دندانی کشیده شده افتاده اون گوشه دندان سالم بود میگفت بتراشیش ازداخل خراب است بعد کلی غصه خورردم گریه کردم گفت حالا نگران نباش میخای باچسب بچسبونمش؟گفتم مسخره ام کردی؟ازت شکایت میکنم باید هزینه ایمپلنت بدی یه جای دیگر دندان نصفه شکسته رو
برچسب: نویسنده: آریا صادقی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 15:53
برچسب: نویسنده: آریا صادقی تاريخ: چهارشنبه 5 آذر 1404 ساعت: 15:53